در حدیث آمده است که معاذ بن جبل از رسول خدا(ص) سؤال نمود از این آیه شریفه که می فرماید:«وَ یَومَ یُنفَخُ فی الصُّور فَتأتونَ أفواجأ».
پیغمبر(ص) فرمود: از امر بزرگی سؤال نمودی ، و چشمانش را پائین انداخت،
سپس فرمود: ده طایفه از امت من محشور می شوند در حالتی که خدا آنها را از بقیه ی مسلمانان جدا نموده و صورت آنها را عوض نموده است،
پس بعضی از آنها به صورت میمون محشور می شوند ، و آنان افراد سخن چین هستند،
و بعضی از آنان به صورت خوک محشور می شوند ، و آنان افراد حرام خوارند،
و بعضی از آنان به صورت وارونه محشور می شوند ، یعنی پاها بطرف بالا و صورتها به طرف زمین است و آنها را با صورت به زمین می مالند ، و آنان رباخواران هستند ،
و بعضی از آنان نابینا محشور می شوند ، در حالی که به جلو و عقب می روند ، و آنان حاکمان جائر هستند که در قضاوت ظلم کرده اند ،
و بعضی از آنان لال محشور می شوند ، و هیچ چیز نمی فهمند ، و آنان کسانی هستند که به کارهاشان عُجب و تفاخر می کردند ،
و بعضی از آنان ، در حالی محشور می شوند که زبانشان را می جوند ، و آنان علماء و قضاتی هستند که قول و فعلشان مخالف یکدیگر بوده است ،
و بعضی از آنان ، با دست و پای قطع شده وارد محشر می شوند و آنان کسانی هستند که همسایگانشان را اذیّت نمودند ،
و بعضی از آنان به دار آویخته محشور می شوند در حالیکه به شاخه ای از آتش آویخته شدند ، و آنان کسانی هستند که سعایت و دشمنی می کردند نزد سلاطین بر علیه مردم ،
و بعضی از آنان در حالی محشور می شوند که از لاشه ی مُردار بدبوترند ، و آنان کسانی هستند که از راه حرام لذت می بردند و بهره وری می کردند ،
و بعضی از آنان در حالی محشور می شوند که پوستین های آتشین پوشیده اند و به بدنشان چسبیده است ، و آنان اهل تکبّر و بزرگ بینی هستند.
و بعضی در روز قیامت کور وارد محشر می شوند چنانچه قرآن کریم می فرماید:«سوره ی طه/آیه ی 124»
و کسی که روی گردان باشد از ذکر من ( یعنی از قرآن و اهلبیت «ع» ) پس برای او معیشت سختی خواهد بود ، و روز قیامت کور وارد محشر می شود ، و می گوید خدایا چرا مرا کور وارد محشر نمودی و حال آنکه من بینا بودم ، در جواب می گویند همچنان که آیات و نشانه های ما به تو رسید و تو فراموش کردی ، ما هم امروز تو را فراموش می کنیم.
و امام باقر (ع) در باره ی محشور شدن کفار می فرماید: آن موقعی که صیحه ی قیامت زده شد ، قبر کفار شعله ور می گردد ، و می گوید وای بر من ، قبرم شعله ور گردید ، پس منادی ندا می کند ، آگاه باش که ویل و ذلت نزدیک تو شده است ، از آتش قبر سر بر آور در آتشی که هرگز خاموش شدنی نیست ،از قبرش خارج می شود در حالتی که صورتش سیاه شده ، عمل خبیثش مجسّم می شود ، و می گوید به خدا قسم من نشناختم تو را مگر اینکه کمتر به طاعت خدا بودی و به معصیت خدا شتابنده بودی ، و تو در دنیا سوار بر من بودی و الآن من می خواهم سوار تو شوم ، و تو را به آتش سوق دهم ، پس سوار بر او می شود تا اینکه به در جهنم می رساند ، ناگهان چشمش به ملائکه عذاب می افتد که غل و زنجیرها را آماده کرده اند ، و از شدت غضب لب های خود را به دندان می گزند آنگاه است ، که می گوید :«یا لیتنی لم اُوتَ کِتابیَه»(الحاقه/25) ،
و آنگاه است که پروردگار متعال ندا می کند که او را به سوی آتش بیاورید ، و نگاه می کند می بیند زمین در زیر پایش آتش است ، و خورشیدِ بالای سرش آتش است ، و آتشی به دور گردنش حلقه می زند ، و عذاب های گوناگون او را احاطه می کند ، در آن هنگام می گویند:« خُذوهُ فَغُلوه»(الحاقه / 30)، بگیرید او را غل و زنجیر کنید ، پس بخاطر تعظیم گفته ی پروردگار ، هفتاد هزار ملائکه غلاظ و شِداد او را محاصره می کنند ، یکی ریشش را می کند ، دیگری گوشتش را دندان می گیرد ، دیگری استخوانش را می شکند ، در این هنگام صدا می زند:« اما ترحمونی»، آیا به من رحم نمی کنید؟ در جواب می گویند: چگونه به تو رحم کنیم و حال آنکه ارحم الراحمین به تو رحم نکرده ، آنگاه می گویند اذیت می شوی ، می گوید: آری اذیت سختی ، می گویند: ای شقی پس چه حالی پیدا می کنی آن موقعی که تو را به آتش می اندازیم ، پس ملکی آن چنان به سینه ی او می زند که به طول هفتاد هزار سال در آتش به سرازیری می رود ، و می گوید:«یا لیتنا اطعنا الله و اطعنا الرسول»، ای کاش خدا و پیغمبر را اطاعت می کردیم.
منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت