داستانی از وادی برهوت(جهنم دنیا)

جهنم دنیا، وادی برهوت است که بین راه مکه و مدینه قرار دارد، و ارواح همه ی کفار به آن وادی که قطعه ای از جهنم است انتقال داده می شود،

چنانچه امام صادق(ع) فرمود: دشمنان ما وقتی می میرند، روحشان به وادی برهوت منتقل می شود و مخلد در عذابش می شوند، و از زقّوم که شجره ی خبیثی است به آنها می دهند، و از گداخته های آتش به آنها می چشانند، پس پناه به خدا ببرید از آن وادی.

و یحیی بن ام طویل می گوید: همراه امام چهارم زین العابدین(ع) بودم، و از مدینه به طرف مکه حرکت می کردیم، پس عبورمان افتاد به وادی(ضجنان) در حالی که حضرت سوار بر استر بود و من هم سوار بر مرکبم بودم ناگهان دیدم مرد سیاهی که به گردنش سلسله ای آویزان بود، صدا زد، یا علی بن الحسین به من آب بده، یک نگاهی به او نمودم، دیدم مرد دیگری او را گرفته است و می گوید آب به او نده، خدا به او آب نچشاند،

راوی می گوید مرکبم را شتاب بیشتری دادم و خودم را به حضرت رساندم، حضرت فرمود: آیا چیزی دیدی؟

گفتم: آری چنین و چنان دیدم،

حضرت فرمود: آن معاویه بود خدا لعنتش کند،

و نظیر این روایت از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.

و امیرالمؤمنین(ع) فرمود: بدترین آبی که در روی زمین است آب بَرَهوت است و برهوت در حَضر موت است که ارواح کفار در آنجا قرار می گیرد،

و فرمود: بدترین چاه ها در آتش برهوت است و آن جائی است که ارواح کفار در آن قرار دارد.

و راوی می گوید: به امام هشتم(ع) گفتم به ما این چنین گفته اند که روز جمعه کوتاه ترین روزهاست، فرمود: آری چنین است، گفتم فدایت شوم، چگونه این چنین شده، فرمود: خدای متعال ارواح مشرکین را جمع می کند زیر برق آفتاب و موقع رکود و ایستادن خورشید ساعتی ارواح مشرکین را عذاب می کند، بسبب رکود خورشید، و چون روز جمعه می شود، خورشید رکود ندارد، و خداوند به برکت روز جمعه، عذاب را از آنان بر می دارد، بخاطر توقف نکردن خورشید.


منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

فلسفه ی غسل و کفن میت چیست؟

از امام باقر (ع) سؤال نمودند از علت غسل میت، فرمود: برای اینکه میت جنب می شود، و ملائکه می خواهند با او ملاقات کنند.

و این حالت جنب شدن در حیوانات، موقع ذبح مشاهده گردیده، و امام هشتم (ع) درباره ی علت غسل میت ، فرمود: برای این غسل داده می شود که پاک و پاکیزه شود از چرک های مریضیش، و برای اینکه می خواهد با ملائکه و اهل آخرت ملاقات کند، و علت دیگر اینکه آن نطفه ای که از آن خلق شده آن نطفه از او خارج می شود، پس به این خاطر او را غسل می دهند،

و علت اینکه هر کسی که او را لمس کرد، باید غسل میت کند، این است که از ترشحات میت به او رسیده، و چون روح از میت خارج می شود، هنوز بیشترین آفات در او باقی است، پس به همین جهت باید هم غسلش بدهند و هم کسی که لمس کرده غسل کند، و در حقیقت میت، مردار نجس است.

واز موسی بن جعفر(ع) سؤال کردند که چرا میت را غسل می دهند؟

فرمود: برای اینکه همان نطفه ای که از آن خلق شده از او خارج می شود.

و اما فلسفه ی پوشانیدن کفن که مقدار واجب آن سه قطعه است، ( لنگ و پیراهن و سرتاسری) برای این است که حامل آن و دفن کننده ی آن متنفر نشوند، و کریه المنظر نباشد.

و امام صادق (ع) فرمود:

کفن خوبی برای مردگانتان قرار دهید، زیرا این کفن باعث زینت آنان است، و فرمود پدرم وصیت نمود به من و فرمود: ای جعفر بُردی برای من خریداری کن، و بهترین آن را تهیه کن، زیرا اموات مباهات می کنند به کفنهایشان.

و حنوط ( یعنی کافور) هم سنتی است که جبرئیل برای پیغمبر (ص) آورد و وزن آن 40 درهم بود و پیغمبر سه قسمت نمود ، ثلثی برای خودش ، و ثلثی برای فاطمه(س) و ثلثی برای امیرالمؤمنین(ع).

پس مقدار لازم حنوط (یعنی کافور) سیزده درهم می باشد، که هر درهم دوازده نخود است.

و پیغمبر(ص) فرمود: سخت ترین حالات میت موقعی است که غسّال وارد خانه اش می شود، (و یا او را به مغتسل(یعنی جایی که او را غسل میکنند) می برند).

آن موقعی که انگشتر از دست میت بیرون می آورند، و آن موقعی که لباس از بدنش بیرون می آورند، و آن موقعی که عمامه از سر پیرمردان بر می دارند، در آن هنگام سخنی می گوید که همه ی خلایق غیر از جن و انس می شنوند، و می گوید:

ای غسال تو را به خدا این لباسها را با مدارا از بدنم بیرون بیاور، زیرا همین الآن از پنجه های ملک الموت راحت شدم، و هنگامی که آب بر بدنش می ریزد، همین جور فریاد می زند، و چون می خواهند کفن را ببندند ، می گوید: تو را به خدا سر کفنم را نبند ، می خواهم اهل و عیال و بستگانم را ببینم، زیرا این آخرین دیدار من است ،

و چون او را می خواهند از خانه بیرون بیاورند، می گوید شما را به خدا عجله نکنید و بگذارید با در و دیوار خانه ام وداع کنم، این رفتنی است که دیگر تا قیامت برگشتی ندارد، و چون جنازه را بلند نمودند، صدا می زند ای حاملان جنازه ، شما را به خدا عجله نکنید تا صدای فریاد و ناله ی بچه هایم را بشنوم، و چون بر او نماز می گذارند ، و بعضی خداحافظی می کنند و می روند ، می گوید: می دانم که زنده ها مردگان را فراموش می کنند ، اما نه به این زودی که هنوز جنازه ام روی زمین است، و چون او را در لحد قرار دادند و خاک روی او ریختند، ورثه اش را صدا می زند و می گوید(واوَرَثناه) ای ورثه من،

من مال زیادی برای شما گذاشتم، مرا فراموش نکنید، و صدقه از جانب من بدهید، ولو به تکه نان سوخته ای، و من قرآن و آداب به شما یاد دادم، مرا از دعای خیر فراموش نکنید، که من محتاج شما هستم، مانند گدایانی که در خانه تان می آیند.

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

کسانی که وارد بهشت نمی شوند

کسانی که وارد بهشت نمی شوند عبارتند از:
• حیوانات
• بُلهاء
• مجانین
• گنهکاران

چنانچه پیغمبر(ص) فرمود :

جبرئیل به من خبر داد که بوی بهشت از مسیر هزار سال راه می رسد ، ولیکن این بو را چند طایفه استشمام نمی کنند ،
1. عاق والدین 
2. قاطع رحم که قطع رحم نموده
3. پیرمرد زناکار
4. همسایه ای که تکبر می ورزد
5. فتنه جوئی که فتنه گری می کند در حالی که فتنه از قتل بدتر است
6. سخن چینی که نمّامی می کند ، و نمّامی خود نوعی جادوگری است ،
چنانچه خدای متعال می فرماید:« وَ إنَّ مِنَ البَیان لسِحر» ، یعنی بعضی از گفتارها سِحر است ، و مانند جادوگری است.

7. کسی که سیرائی از دنیا ندارد.

و همچنین در روایت دیگری فرمود : سه طایفه داخل بهشت نمی شوند :

1. مُدمن خمر (شراب خوار دائمی)
2. مدمن سحر (کسی که کارش جادوگری است)

3. قاطع رحم که از خویشان بریده است.

و پیغمبر(ص) فرمود : اولین کسانی که وارد بهشت می شوند:

1. کسی که شهید شده است
2. غلام و بنده ای است که هم خدا را عبادت کند و هم به وظائف بندگی خود عمل کند
3. شخص آبرومند و عائله دار

و اولین کسانی که وارد آتش می شوند :

1. پادشاه ظالم و ستمگر است.
2. صاحب مالی است که حقوق مالش را نمی پردازد( مثل خمس یا زکات مال).
3. فقیری که تکبر داشته باشد.

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

ملک الموت و صفات ملائکه

یکی از مخلوقات الهی ملائکة الله هستند که در قرآن کریم به بعضی از صفات آنها اشاره شده که می فرماید:حمد خدائی را که آسمانها و زمین را خلق نمود و ملائکه ای را به عنوان رسول قرار داد و آنان دارای بالهائی هستند دوتایی و سه تایی و چهارتایی و بیشتر ، و ممکن است ملکی دارای هزار بال باشد.(فاطر/1).

چنانچه از امیرالمؤمنین(ع) از قدرت خدا سؤال نمودند ، حضرت از جا بلند شد و خطبه ای ایراد نمود:
و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: برای خدای متعال ملائکه هائیست که اگر یکی از آنها در زمین فرود آید ، زمین گنجایش او را نخواهد داشت به خاطر بزرگی خلقش و زیادی بالهایش.
و بعضی از آنها ما بین شانه اش و نرمی گوشش هفتصد سال مسافت است.

و بعضی از آنها را اگر در اشک چشمانش کشتی بیاندازند، روزگارانی راه می رود ، پس برکت الهی بر چنین خالقی باد.«فتبارک الله أحسن الخالقین».

و مرحوم علامه ی مجلسی(رحمة الله) در جلد 59 بحار می فرماید: ملائکه اجسام لطیف و نورانی هستند که قدرت تشکل به اشکال مختلفه دارند.

و انبیاء و اوصیاء ، آنها را مشاهده می کنند و ملائکه ، خدّام آنانند.

و از امام صادق(ع) سؤال نمودند آیا ملائکه خورد و خوراک دارند و ازدواج و توالد و تناسل دارند یا نه؟
فرمود: نه ، آنان به نسیم عرش زندگی می کنند.
ودفعة ایجاد می شوند و خواب می روند تا با خدا فرق داشته باشند ، و مجبور به طاعت هستند.«لا یعصون الله ما أمرهم».
و هیچ گاه معصیت فرمان خدا را نمی کنند.

ملکی مأمور قطرات باران است ، ملکی مأمور جان انسان است ، ملکی رقیب و عتید انسان است ، ملکی مأمور ذکر است ، ملکی مأمور سؤال و جواب در قبر است و ملکی مشغول زینت دادن بهشت است و ملکی مشغول دمیدن آتش جهنم است.

و از امام صادق(ع) سؤال نمودند: آیا ملائکه بیشترند یا بنی آدم؟

فرمود: قسم به آن کسی که جانم در قبضه ی قدرت اوست ، ملائکه خدا در آسمانها ، بیشتر از عدد خاک های زمین است و در آسمانها جای قدمی نیست مگر اینکه در آنجا ملکی مشغول ذکر خدا و تسبیح خداست.

و در تفسیر نیشابوری روایت شده که بنی آدم یک دهم اجنه اند ،

و اجنه و بنی آدم یک دهم حیوانات خشکی اند ،
و حیوانات و اجنه و بنی آدم یک دهم پرندگانند ،
و همه ی انسانها و اجنه و حیوانات و پرندگان یک دهم ملائکه زمین اند که موکل به زمین هستند ،
و همه ی اینها یک دهم ملائکه آسمان اول است تا برسد به آسمان هفتم ، تازه همه ی اینها در مقابل کرسی تعداد اندکی هستند ، و هیچ جای پائی نیست مگر اینکه ملکی مشغول سجود و رکوع و قیام و تسبیح خداست.
البته چهار تن از این ملائکه بسیار مقام والایی دارند گرچه از حیث قد و قواره بزرگ نیستند ولی پیغمبر(ص) فرمود:
خدای متعال چهار تن از ملائکه را اختیار نمود ، که آیه ی کریمه ی « فَالمُدَبِّراتِ أمرأ» می گوید: تدبیر امور به دست آنهاست که عبارتند از:
1- جبرائیل: برای وحی
2- میکائیل: برای باران
3- اسرافیل: برای دمیدن روح 
4- عزرائیل: برای گرفتن روح 

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

موعظه ی ملک الموت چیست؟

رسول خدا(ص) فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.
در جواب ، مردگان می گویند: ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ، زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم و آنها زکات می دهند و ما نمی دهیم ، و آنها روزه می گیرند و ما نمی گیریم ، و صدقه می دهند و ما نمی دهیم و آنها ذکر خدا را می گویند و ما نمی گوئیم پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.

و یکی از اسامی روز قیامت «یوم الحسرة» است یعنی روز حسرت.

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

عمر طبیعی انسان چه قدر است؟

رسول خدا(ص) فرمودند: بیشتر عمر امّت من بین شصت و هفتاد سال است ، و کم اند کسانی که از هفتاد بگذرند ،
و فرمود: برای خدای متعال ملکی است که هر شب فرود می آید و ندا می کند ای فرزندان بیست ساله جدیّت و کوشش کنید ،
و ای فرزندان سی ساله ، مواظب باشید دنیا فریبتان ندهد ،
و ای فرزندان چهل ساله ، چه چیزی آماده کرده اید برای ملاقات پروردگارتان ،
و ای فرزندان پنجاه ساله پیام هشدار دهنده به شما رسیده ،
و ای فرزندان شصت ساله وقت چیدن و درو نمودن محصولتان رسیده ،
و ای فرزندان هفتاد ساله ، بانگ رحیل برآمده ، پس آماده جواب باشید.
و ای فرزندان هشتاد ساله ، ساعت مرگ فرا رسیده و شما غافل هستید ، 

سپس آن ملک می گوید:
اگر بندگان قد خمیده نبودند ، و مردان با خشوع نبودند ، و بچه های شیر خواره نبودند و حیوانات زبان بسته نبودند ، هر آینه عذاب را بر شما فرو می ریختم فرو ریختنی.


و امام صادق (ع) فرمود: بنده ی خدا تا چهل سالش نشده در وسعت است ، و چون به چهل سالگی رسید خداوند به ملائکه اش وحی می نماید که من به بنده ام عمر طولانی دادم ، و الآن دیگر بر او سخت بگیرید ، و اعمال کوچک و بزرگش را و اعمال سبک و سنگینش را و اعمال ریز و درشتش را بنویسید.
و فرمود: چون مؤمن به چهل سالگی رسید ، خداوند او را از سه نوع درد ایمن می کند:
1. برص 
2. جذام
3. جنون

و چون به پنجاه رسید ، خداوند حسابش را تخفیف می دهد ،
و چون به شصت رسید ، بازگشت و توبه را روزی او می کند ،
و چون به هفتاد رسید ، اهل آسمانها او را دوست می دارند ،
و چون به هشتاد رسید ، خداوند امر می کند به ثبت نمودن حسناتش و محو گناهانش ،
و چون به نود رسید ، خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را می بخشد و او را جزء اسرای الهی در زمین می نویسد.

و امام صادق(ع) فرمود: موقعی که انسان به سی و سه سالگی رسید به بهترین درجه ی نیرو و قوّت رسیده است ، و چون به چهل سالگی رسید به آخرین درجه ی نیرو و قوّتش رسیده است ، و چون از چهل گذشت رو به نقصان می رود. و کسی که به پنجاه رسید ، در حال جان کندن است.
و پیغمبر(ص) فرمود:
کسی که به سن چهل سالگی رسید و از معصیت پروا نکند گنهکار محسوب می شود ، یعنی گناهانش را به دقت ثبت می کنند.

و بعضی می گویند منظور این حدیث آن است که کسی که به چهل سالگی رسید باید عصا به دست بگیرد ، وگرنه معصیت کار است.

چنانچه بنی اسرائیل کوچک و بزرگشان عصا به دست می گرفتند ، که تکبر نکنند.


منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

اعراف  جای چه کسانی است؟

امام صادق(ع) فرمود: ابن کوّاء آمد خدمت امیرالمؤمنین(ع) و گفت: یا امیرالمؤمنین این آیه شریفه که می فرماید: در اعراف مردانی هستند که همه ی افراد را از چهره هایشان می شناسند(اعراف/46) ، معنای این آیه چیست؟

قبل از آنکه جواب حضرت را بگویم ، باید اعراف را توضیح دهم ،

شیخ صدوق(رحمة الله) در اعتقادات می فرماید: اعراف دیواری است بین بهشت و جهنم،

و شیخ مفید(رحمة الله) می فرماید: اعراف کوهی است بین بهشت و جهنم ،

و بالاخره اعراف جائی است که نه جزء بهشت محسوب می شود ، و نه جزء جهنم ، و کسانی در آنجا ساکن می شوند ،
امیرالمؤمنین(ع) در جواب ابن کوّاء فرمود: ما در اعراف قرار می گیریم ، و همه ی یارانمان را با چهره می شناسیم،
و فرمود: اعراف ما هستیم ، و کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه ما را بشناسد ، و ماهم او را بشناسیم.
و در اعراف پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و ائمه معصومین حضور دارند ، و اصحاب بهشت و جهنم را شناسائی می کنند ،

و در حدیث آمده است که طائفه ای از مخلوقات خدا در اعراف سکونت دارند و آنها کسانی هستند که نه مستحق بهشت اند ، و نه مستحق آتش ، در حالی که امید شفاعت دارند ،

و اعراف جای کسانی است که دارای تکلیف نبوده اند ، تا اینکه با عملشان مستحق بهشت یا جهنم باشند ، مانند مجانین و دیوانگان.

و در تفسیر قمی از موسی بن جعفر (ع) سؤال شده است از مؤمنین اجنه ، که آیا آنها وارد بهشت می شوند یا نه؟

فرمود : نه ولکن بین بهشت و جهنم مکانهائی است که مؤمنین اجنه و فساق شیعه در آنجا قرار می گیرند.
و در بصائر از امام باقر(ع) در تفسیر آیه ی :«وَعَلی الأعرافِ رجال» آمده است ، که اعراف راهی است بین بهشت و جهنم پس آن کسانی را که ائمه(ع) شفاعت کنند از مؤمنین گنهکار ، نجات پیدا می کنند ، و آن کسانی را که شفاعت نکنند در آتش سقوط می کنند.

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

بعضی از افراد به صورت حیوان محشور می شوند

در حدیث آمده است که معاذ بن جبل از رسول خدا(ص) سؤال نمود از این آیه شریفه که می فرماید:«وَ یَومَ یُنفَخُ فی الصُّور فَتأتونَ أفواجأ».

پیغمبر(ص) فرمود: از امر بزرگی سؤال نمودی ، و چشمانش را پائین انداخت،
سپس فرمود: ده طایفه از امت من محشور می شوند در حالتی که خدا آنها را از بقیه ی مسلمانان جدا نموده و صورت آنها را عوض نموده است،

پس بعضی از آنها به صورت میمون محشور می شوند ، و آنان افراد سخن چین هستند،

و بعضی از آنان به صورت خوک محشور می شوند ، و آنان افراد حرام خوارند،

و بعضی از آنان به صورت وارونه محشور می شوند ، یعنی پاها بطرف بالا و صورتها به طرف زمین است و آنها را با صورت به زمین می مالند ، و آنان رباخواران هستند ،

و بعضی از آنان نابینا محشور می شوند ، در حالی که به جلو و عقب می روند ، و آنان حاکمان جائر هستند که در قضاوت ظلم کرده اند ،

و بعضی از آنان لال محشور می شوند ، و هیچ چیز نمی فهمند ، و آنان کسانی هستند که به کارهاشان عُجب و تفاخر می کردند ،

و بعضی از آنان ، در حالی محشور می شوند که زبانشان را می جوند ، و آنان علماء و قضاتی هستند که قول و فعلشان مخالف یکدیگر بوده است ،

و بعضی از آنان ، با دست و پای قطع شده وارد محشر می شوند و آنان کسانی هستند که همسایگانشان را اذیّت نمودند ،

و بعضی از آنان به دار آویخته محشور می شوند در حالیکه به شاخه ای از آتش آویخته شدند ، و آنان کسانی هستند که سعایت و دشمنی می کردند نزد سلاطین بر علیه مردم ،

و بعضی از آنان در حالی محشور می شوند که از لاشه ی مُردار بدبوترند ، و آنان کسانی هستند که از راه حرام لذت می بردند و بهره وری می کردند ،

و بعضی از آنان در حالی محشور می شوند که پوستین های آتشین پوشیده اند و به بدنشان چسبیده است ، و آنان اهل تکبّر و بزرگ بینی هستند.

و بعضی در روز قیامت کور وارد محشر می شوند چنانچه قرآن کریم می فرماید:«سوره ی طه/آیه ی 124»

و کسی که روی گردان باشد از ذکر من ( یعنی از قرآن و اهلبیت «ع» ) پس برای او معیشت سختی خواهد بود ، و روز قیامت کور وارد محشر می شود ، و می گوید خدایا چرا مرا کور وارد محشر نمودی و حال آنکه من بینا بودم ، در جواب می گویند همچنان که آیات و نشانه های ما به تو رسید و تو فراموش کردی ، ما هم امروز تو را فراموش می کنیم.
 
 
و امام باقر (ع) در باره ی محشور شدن کفار می فرماید: آن موقعی که صیحه ی قیامت زده شد ، قبر کفار شعله ور می گردد ، و می گوید وای بر من ، قبرم شعله ور گردید ، پس منادی ندا می کند ، آگاه باش که ویل و ذلت نزدیک تو شده است ، از آتش قبر سر بر آور در آتشی که هرگز خاموش شدنی نیست ،از قبرش خارج می شود در حالتی که صورتش سیاه شده ، عمل خبیثش مجسّم می شود ، و می گوید به خدا قسم من نشناختم تو را مگر اینکه کمتر به طاعت خدا بودی و به معصیت خدا شتابنده بودی ، و تو در دنیا سوار بر من بودی و الآن من می خواهم سوار تو شوم ، و تو را به آتش سوق دهم ، پس سوار بر او می شود تا اینکه به در جهنم می رساند ، ناگهان چشمش به ملائکه عذاب می افتد که غل و زنجیرها را آماده کرده اند ، و از شدت غضب لب های خود را به دندان می گزند آنگاه است ، که می گوید :«یا لیتنی لم اُوتَ کِتابیَه»(الحاقه/25) ،

و آنگاه است که پروردگار متعال ندا می کند که او را به سوی آتش بیاورید ، و نگاه می کند می بیند زمین در زیر پایش آتش است ، و خورشیدِ بالای سرش آتش است ، و آتشی به دور گردنش حلقه می زند ، و عذاب های گوناگون او را احاطه می کند ، در آن هنگام می گویند:« خُذوهُ فَغُلوه»(الحاقه / 30)، بگیرید او را غل و زنجیر کنید ، پس بخاطر تعظیم گفته ی پروردگار ، هفتاد هزار ملائکه غلاظ و شِداد او را محاصره می کنند ، یکی ریشش را می کند ، دیگری گوشتش را دندان می گیرد ، دیگری استخوانش را می شکند ، در این هنگام صدا می زند:« اما ترحمونی»، آیا به من رحم نمی کنید؟ در جواب می گویند: چگونه به تو رحم کنیم و حال آنکه ارحم الراحمین به تو رحم نکرده ، آنگاه می گویند اذیت می شوی ، می گوید: آری اذیت سختی ، می گویند: ای شقی پس چه حالی پیدا می کنی آن موقعی که تو را به آتش می اندازیم ، پس ملکی آن چنان به سینه ی او می زند که به طول هفتاد هزار سال در آتش به سرازیری می رود ، و می گوید:«یا لیتنا اطعنا الله و اطعنا الرسول»، ای کاش خدا و پیغمبر را اطاعت می کردیم. 

 منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت

سرگذشت روح در عالم برزخ

خدای متعال در رابطه با زندگانی در برزخ می فرماید:برای آنان ، شب و روز رزقشان می رسد،
و می فرماید: عذاب سختی به آل فرعون می رسد ، آتش بر آنها شب و روز عرضه می شود و همچنین در روز قیامت گفته می شود ، به آل فرعون عذاب سختی وارد کنید.(سوره ی غافر/46).
اینکه می فرماید شب و روز یا صبح و شام ، معلوم می شود مربوط به عالم برزخ است ، و الا در آخرت شب و روز نیست و ماه و خورشید ناپدید می شوند ، و دیگر اینکه عذاب آخرت را جداگانه ذکر فرموده:

«وَ یَومَ تقوُمُ السَّاعَة أدخِلوا آلَ فِرعَونَ أشَدَّ العَذابِ»(سوره ی غافر/46)

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت


سرگذشت روح پس از مرگ

بعد از آنکه روح از بدن مفارقت کرد ، منتقل به قالب دیگری می شود ، و آن قالب دیگر طبق بعضی از روایات در قالب پرنده ی لطیفی است ،و طبق بعضی از روایات دیگر، در قالب مثالی و همگون بدن اول قرار می گیرد،
و امام صادق(ع) فرمود: آنگاه که خدای متعال قبض روح نمود ، آن روح در قالبی قرار می گیرد همانند قالبش در دنیا و می خورند و می آشامند،
 و روح مرده ی دیگری که بر آنها وارد می شود او را به همان قیافه ای که در دنیا می دیدند می شناسند.
و راوی به امام صادق(ع) عرض نمود ، فدایت شوم ، مردم می گویند: ارواح مؤمنین در سنگدان پرنده ی سبز رنگی اطراف عرش قرار دارند ، فرمود: نه، این چنین نیست ، و مؤمن نزد خدا کریم تر از آن است که روحش در سنگدان پرنده ای قرار داده شود ، بلکه روحش در بدنی است همانند بدنشان.
و این روح اگر صاحبش مؤمن باشد در بهشت دنیایی متنعّم است ، و بهشت دنیا وادی السلام است ، و اگر صاحب این روح کافر باشد ، در جهنم دنیایی معذب است تا اینکه قیامت بر پا شود ، و جهنم دنیا ، وادی برهوت است ،
و از موسی بن جعفر(ع) سؤال نمودند ، آیا میّت به زیارت اهل و عیالش می رود؟
فرمود: آری موقع غروب آفتاب.
راوی پرسید: چند وقت یکبار می رود؟
حضرت فرمود: جمعه به جمعه و ماه به ماه ، و سال به سال ، به مقدار جایگاه و منزلت او بستگی دارد « یعنی آزاد نیست که هرگاه اراده نمود به دیدن اهل و عیالش برود».

راوی سؤال می کند: به چه صورتی سرکشی می کند؟

فرمود: به صورت پرنده ی لطیفی بر روی دیوار خانه می آید، و به آنها نگاه می کند ، پس اگر خانواده اش را به خیر و خوبی دید خوشحال می شود ، و اگر آنها را ناراحت و محتاج و محزون دید ، او هم غصه دار می شود.

و در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود: هیچ مؤمن و کافری نیست مگر اینکه موقع زوال ظهر سرکشی می کند از خانواده اش، اگر آنها را مشغول طاعت خدا دید ، حمد خدا را بجا می آورد ، و اگر کافر بود و دید خانواده اش مشغول اعمال صالحه شده اند ، حسرت می خورد بر اعمال آنها.

منبع: کتاب سرگذشت روح از ابتدای خلقت تا قیامت